السيد محمد حسين الطهراني
149
امام شناسى (فارسى)
بنابراين هر كس از آن حضرت پيروى كند مسلّماً اهل صدق ، و صفا ، و عبادت ، و تسليم ، و جهاد ، و جود ، و ايثار خواهد بود ؛ و معلوم است كه چنين شخصى اهل بهشت است ؛ چون بهشت ظهور افعال و ملكات نيك در عوالم ديگر است ، و هر كس دعوت آن حضرت را رّد كند و اقتدا بهسيرهء آن حضرت ننمايد دروغ ، و خيانت ، و كم فروشى ، و رباخوارى ، و زياده طلبى ، و شهوتپرستى ، و نفع طلبى ، و هواخواهى ، و اعراض از ذكر خدا را دنبال كند مسلّماً اهل دوزخ است ؛ چون دوزخ نيز ظهور مَلَكات و افعال زشت در آن عوالم است ؛ و آنچه موجب تفريق و جدائى اين دو دسته از هم گرديده است امر و نهى مقام ولايت است كه دستهاى پذيرفتند و دستهاى رّد كردند . بنابراين على قسمت كننده بهشت و جهنّم خواهد بود ؛ مانند معلّمى كه شاگردانى تربيت مىكند ، و به آنها دروس را تعليم مىكند ، يك دسته كوشش مىكنند ، و دروس را ياد مىگيرند و دسته ديگر ، تن به تنبلى داده ، و از تعلّم و ياد گرفتن ، ابا مىكنند . معلّم يك دسته را قبول و دسته ديگر را مردود مىكند ، پس صحيح است كه بگوئيم معلم دستهاى را به مقام بالا فرستاده و دستهاى را در مكان سابق خود زندان نموده است ؛ همچنين صحيح است كه بگوئيم : عَلِىٌّ قَسيمُ الْجَنَّةِ وَ النّارِ . دوّم : از نقطه نظر حبّ و بغض ، چون نتيجه و روح عمل ، محبّت است ؛ لذا افرادى كه داراى محبّت نباشند ، بلكه عياذاً بالله بغض آن حضرت را در دل بپرورانند آنها از حقيقت و واقع بسيار دورند ؛ كسى كه چيزى را دوست داشته باشد مسلّماً آثار او را نيز دوست دارد كسانى كه أميرالمؤمنين را دوست دارند ، از افعال و گفتار و سيرهء آن حضرت نيز مسرور ، و محبّت اين آثار را دارند ؛ و بالعكس كسانى كه أميرالمؤمنين را دشمن دارند ، سيره و سنّت آن حضرت را نيز مبغوض دارند ، لذا كردارشان طبعاً كردارى خشن و ناپسند است ، و چون افعال نيك در انسان ايجاد محبّت و صفا و نور مىكند ، و افعال زشت موجب ظلمت ، و تاريكى قلب ، و قساوت مىگردد ، بنابراين دوستان أميرالمؤمنين طبعاً مردمى با حقيقت و با صفا و با محبت بوده ، قلب آنان پاكيزه و روح آنان نورانىتر و نفس آنان سبكتر است ؛ و دشمنان أميرالمؤمنين ، طبعاً مردمى از حقيقت و صفا دور ، قلب آنان تاريك ، و نفس آنان خسته ، و سنگين ، و روح آنان آلوده است .